تبليغاتX
عطرگریز
 
می خور که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
 

سلام دوست عزیز ناودان بودن شما بهتر از باران بودن من است تو از بهترین بارانها تغذیه می کنی وبهترین آبها را پیدا می کنی واز خودت عبور میدهی واین موجب زلالی وجلای روحت میشه اما من فکر می کنم بارانم ودنبال آب نمی روم واین منو راکد وغیره جاری می کنه وگندیده میشم .اما شما باروح های اصیل والهی ارتباط بر قرار می کنی .مثل یک زنبور صبور میروی ومیگردی واز بهترین گلها گرده جمع می کنی وشهد می آوردی وعسل می سازی واین خیلی بهتر از اینه که من میشینم ومثل عنکبوت شیره تولید می کنم ودور خودم می تنم واز خودم بیرون نمی روم .من به قولی کرم بی دست وپائی نیستم اما بی حرکتم واگر بهترین بالها را داشته باشم ارزشی ندارد چون این دلبستگی ها ی هرروزه وتحمل دنیای بی رحم را با دل بستن به دلخوشکنک های کوتاه مدت وفریب های کودکانه که خودم خودم را میدم نمیذاره پرواز کنم ومنو از درد بزرگ جاودانگی ودرک بزرگ آن رها میکنه هرروز یه چیز نو به خیال خودم پیدا می کنم وبه آن دل می بندم راستش انگار رهائی از دل بستگی (کتابی از کریشنا مورتی )برایم امکان پذیر نیست خودم از خود خودم خسته شدم ونمی تونم بفهمم چرا من هرروز باید دل بسته چیز دیگری باشم .گاهی با خودم فکر می کنم شاید بقول صوفیان این بندهایی است که شیطان برای به بند کشیدن واغوا کردن (فبعزتک لاغوینهم اجمعین الا عبادک المخلصین )وزیبا نشان دادن این زندان (زین للناس )برایم می تند .اما مگر این شیطان کاروزندگی ندارد که دائما به پرو پای من می پیچد .بعد فهمیدم این دنبال مقصر بودن خودش نوعی فریب ورهاکردن خودم از زیر فشارعصبی است چون حالا که کم آوردم می اندازم گردن شیطان بی زبان که کسی در این دنیا نیست که ازش طرفداری بکنه من هم مثل همه هموطنانم ( حالا شریک هم برای خودم تراشیدم تا قبح گناهم کمتر معلوم بشه) سعی می کنم دنبال مقصر باشم ونه راهی برای برون شو از مشکل .

شنیدم که یکی از عرفا شیطان را توی  خواب دیده که ریسمانهای زیادی توی دستهاشه وازش می پرسه شیطان این ریسمانها برای چیه ؟ وشیطان صادقانه جواب میده : این طنابها برای به دام انداختن آدمهای سرکشه وهر کس به حد سرکشی وسر براهیش از طنابهای ضخیم تا نازک براش آماده کرده ام ولی فکر می کنم شیطان بیچاره نباید دنبال ریسمان ونخی برای من باشه چون من خودم عین وابستگی ودلبستگی واسارتم ودیگه نیازی به این طنابهای گران قیمت آنهم با این تورم سر سام آور نباشه . من را کمند محبت شیطان هم به جلو نمی بره . من خودم بی جیره ومواجب دربست در اختیار شیطانم لزومی به نخ وریسمان نیست .باورت میشه تا حالا از دست خودم گله وشکایت نکردم وهمیشه دیگران را مقصر ناکامی ها یم می دانستم ودیگران را به بی مهری وقدر ناشناسی متهم می کردم .حالا به خودم اومدم دیدم که همه تقصیر ها گردن خودمه وهمه مقصر ها خودمم .

مولانا هم در داستان شیطان ورفتن به بارگاه خلیفه از شیطان دفاع میکنه واز زبان شیطان می فرماید : ما هم از مستان این می بوده ایم         عاشقان درگه وی بوده ایم           ناف ما بر مهر او ببریده اند     عشق او در جان ما کاریده اند     گر قضا انداخت مارا در عذاب        کی رود آن خو وطبع مسطتاب  .شیطان هم بهانه ایست که قابیل پشیمان وفریب خورده تقصیر ها را گردن اون انداخته وشاید هم خدا اونو درست کرده که بشر روش بشه دوباره برگرده وبگه خدایا منو ببخش شیطان گولم زده وگرنه من بنده خوبی هستم ومن مقصر نبودم وعذری برای خودش بتراشه وراه برگشتی برای بشر بذاره .یکی از معانی بشر هم همین به سوی شر رفتنه به شر .من فکر می کنم قبلا به شر بود یعنی به سوی شر رونده وبه تدریج تبدیل به بشر شده وما آنرا صفتی خوب برای خودمان می دانیم واگر کسی رفتار ناپسند داشت آنرا از بشر وبشریت بدور می دانیم .ولی اگه خوب دقت کنیم می بینیم هر چند ما تلاش می کنیم بچه ها رفتاری خوب یاد بگیرند در کوچکترین فرصتی که پیدا می کنند ٬زحمت چند سال آموزش آنها برای خوب شدن در یک لحظه غفلت بر می گردند وآنقدر عقب میرن که سالها وقت میبره تا بتونی آنها را سر جای اولشون برگردونی .ما آدم بزرگها هم همینطوریم حاصل عمری عبادت وریاضت ومراقبه نفس در یک نگاه ودر یک رهایی نفس وآماده شدن شرایط برای نفس به هدر میره وسقوط میکنه که سالهای سال باید طول بکشه تا به نیمه راه سقوط کرده برگردی مثالهای زیادی هست خودم که تا صفر اومدم وحالا تا منهای بی نهایت سقوط کرده ام وشیخ صنعان و......درست مثل حکایت مرد مارگیری که ماری سرما زده را به خانه میاره اما به محض گرم شدن هوا مار زنده میشه و مرد مارگیر را در لحضه ای از پای در می آورد   مولانا :

نفس اژدر هاست او کی مرده است             از غم بی آلتی افسرده است

تقدیم به خواهر عزیزم باران ودوست ارجمندم آقای کیامرسی

  نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:0  توسط میر غلامعباس خدامیان  |