می خور که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند |
بارانی لطیف را
در خود می مکم
تا در ساقه هایم ریشه بدواند
احساس می کنم خنکای شرمت را
در سایه سار مهربانیت می نشینم
بر لبان آشفته جانم بوسه ای بخش
تا پایان پریشانیم باشد
همچو پیراهنی تو را در بر می گیرم
تا از گزند هر آسیبی در امان باشی
وقتی با تو می پیوندم
پیراهنی نخواهد بود
در آبشار طلائی زلفهایت
نسیم می خندد
بانوی سر به زیر شکوفه های گیلاس
دستانت را می فشارم
تا شرم بگریزد
وبا چهره ای خندان
پیراهنت را بر تن کنی
تقدیم به زیبائی دل انگیز فاطمه
از عطش بوی دلفریبت
ولمس تنت نیلوفر تنهایم
برهنه در آب خفته ای
می خواهم چون آب در آغوشت بگیرم
تا در من شنا کنی
تا دریابم تورا
بی تن پوشی از حیا
تا برهنه تن
باشم وباشی
تا در هم فرو رویم
این مشق در دفتر ذهنم
هرروز نوشته می شود
سالها گشوده آغوش می مانم
هرچند انتظاری مایوسانه است
اما به امید رفتن ٬ شیرین تراست
از نشستن بیهوده بر ساحل
من خواهم رفت
تنها برای مرداب نشدن
برای جاری بودن
من جاریم در بودن خویش
وخویشم درجاری بودن
وقتی بمانم خویشم جاری می شود
آنوقت دیگر من نیستم
تا تو را
درآغوش بگیرم
نیلوفر نازک تنم
بوی مانداب آزرده ات خواهد کرد
من مرداب نیستم
در من شنا خواهی کرد
تاخستگی تنت را بمکم
برای مریم عزیزترین وترد تردین نیلوفرم تا بی نهایت بزید
علی هنوز مظلوم وناشناخته است خیل به نام او نام گذاری شده وخیلی از او حرف زده می شود ولی هیچ کی حاضر نیست مثل اوباشد .امپراتور شرق باشد ولی در نخلستانهای مدینه چاه بکند ومزد بگیرد وشمع بیت المال را برای کارهای خوش خاموش کند .کی علی را قبول دارد من ؟تو؟ او ؟هیچ کس به اندازه علی بر سر زبانها نیست اما هیچ کس کمتر از او در عمل دیده نمی شود .ما معمولا نام علی را می بریم ولی مانند معاویه عمل می کنیم روز میلاد مظلوم ترین حاکم اسلامی واسلامی ترین مظلوم مسلمان بر مدعیان پیروی اش مبارک باد تا از این رهگذر نانی بخورند ونام مبارک او را در دهان مزمزه کنند . با مدعی نگوئید اسرار عشق ومستی تا بیخبرد بمیرد در جهل وخود پرستی