تبليغاتX
عطرگریز
 
می خور که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
 

چشم رضا و مرحمت بر همه باز میکنی
چون که به بخت ما رسد این همه ناز می
کنی؟
ای که نیازموده
ای صورت حال بیدلان
عشق حقیقتست اگر حمل مجاز می
کنی
ای که نصیحتم کنی کز پی او دگر مرو
در نظر سبکتکین عیب ایاز می
کنی؟
پیش نماز بگذرد سرو روان و گویدم
قبله اهل دل منم سهو نماز می
کنی
دی به امید گفتمش داعی دولت توام
گفت دعا به خود بکن گر به نیاز می
کنی
گفتم اگر لبت گزم می
خورم و شکر مزم
گفت خوری اگر پزم قصه دراز می
کنی؟
سعدی خویش خوانیم پس به جفا برانیم
سفره اگر نمی
نهی در به چه باز میکنی؟

  نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 11:46  توسط میر غلامعباس خدامیان  | 
  نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 21:55  توسط میر غلامعباس خدامیان  |