سلام بر همه فرزندانم در همه جهان سلام به همه دختر ها وپسر هایم وهمه همنوعانم وهمه غیر همنوعانم وهمه هستی وهمه غیر هست ها سلام من زنده ام وخوشحالم وهیچ چیز منو نومید وسرافکنده نمی کنه .خواه ناخواه میان این همه آدم انسانهایی هستند که آدم نیستند وبیشتر شبیه پلنگ هستند وبیشتر دوست دارند صدمه بزنند تا مرهم باشند اما اینها هم بالاخره آدمند شرمنده به خدا من که نمی خواستم اینطوری بشن ولی شدن بنده خدا حافظ قبلا به این موضو.ع فکر کرد وگفت آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست عالمی دیگر بباید ساخت واز نو آدمی فکر می کرد فقط در یک عالم دیگه میشه آدم آدم باشه . شاید هم راست بگه ولی ما امکانات درست کردن یه عالم دیگه رو نداریم . آخه ما در یه استان توسعه نیافته زندگی می کنیم با این وضع تورم نمی تونیم غذای درست وحسابی بخوریم چه رسد به عالم جدیدی خلق کردن از ما که گذشته .اما من برای همون ساختن عالم جدید هم نومید نیستم .خدا را چه دیدی ؟ شاید فردا تونستم !!!!!! خصوصا اینکه این روزها ما می توانیم مد شده !!!! ما ایرانی ها هم عجب مردم احساساتی هستیم زود باور می کنیم .راستی میدونید دلیل اینکه ما به کارهای یه دفعه ای واینجورکی معتقدیم چیه ؟ ما معتقد به کارهای سازمان یافته ،آهسته ، برنامه ریزی شده ،مدارا کردن ،پیش بینی شده ،و.............نیستیم فقط بازهم به قول حافظ منتظریم مردی از خویش برون آید وکاری بکند وما نتیجه کارش را نوش جان کنیم همین .عادت کردیم متاسفانه وباید این باید های هرروزمان را فراموش کنیم وهی نگیم ما باید اینجوری باشیم وباید اینجوری نباشیم .بلکه این باید را از قوه به فعل دربیاریم البته باید این کار را انجام بدیم .ما انگار نمی خواهیم باور کنیم که هر موضوع روندی دارد وفرایندی .نگاهمان هم به سیاست نگاهی سیل اسیا وویرانگر است .انگار می خواهیم یه دفعه همه چی باهم از بالا تا پائین درست بشه اما کی اینکارو انجام بده خدا باید برامون بگه وخودش هم انجامش بده وما هم خواب باشیم به به چه خوب .یکی از دوستان دیشب می گفت خدایا چه می شد اگه فردا که بیدار بشم ببینم یه کیسه پر از طلا تو حیاط خونه انداخته ؟؟؟؟؟؟ گفتم بنده خدا توکه دعا می کنی بگو تو کمد باشه که دیگه زحمت آوردن توی خونه هم به حساب خدا باشه نه به حساب خودت چه توقع ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه رو چه حسابی خدا بندازه تو حیاط ؟ چون فکر می کنه خدا اون بالاست وفقط می تونه بندازه تو حیاط .

نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 12:36  توسط میر غلامعباس خدامیان
|