
دلم می خواد فقط به عشق فکر کنم فقط به عشق
چند روزه خوشم میاد زندگی کنم دیگه هیچ فکر منفی تو ذهنم جا نمی گیره وهمه دردهام از بین رفته وشب ها خواب می بینم که زندگی خوب شده ودلم نمی خواد از این خواب بیدار بشم .دلم میخواد واقعیت تلخ را نپذیرم این خواب وخیال راحت تر ودلپذیر تره .چقدر خوبه دارم لذت می برم .دلم ماده ای تخدیر کننده میخواد تا به هیچ غم وغصه ای فکر نکنم
تازه فهمیدم که حافظ گفته : شراب تلخ می خواهم که مرد افکن بود زورش که تا یک دم بیاسایم زدنیا وشرو شورش . من هم یه شراب تلخ میخوام .شرابی که همه غم ها را بشوره هرچند خلاف واقعیت را به من قالب کنه وهرچند فریب باشه وسراب باشه اما من شراب دوست دارم فریب دوست دارم وتخدیر دوست دارم فاش می گویم واز گفته خود دل شادم بنده عشقم واز هردو جهان آزادم
آ عشق آی عشق دستان آبیت کجاست مرا گرم کن سردمه سرد سردم

نوشته شده در یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 9:52  توسط میر غلامعباس خدامیان
|