تبليغاتX
عطرگریز
 
می خور که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند
 
مي خواستم در مورد فرهنگ هاي منع محور وفرهنگهاي ارايه محور مطلبي علمي ودقيق بنويسم اما نمايشگاه هفته جهاد كشاورزي وكارساختمان وصحبت هاي كانديداهاي رياست جمهوري و.....وقتي برايم نگذاشت ولي به هر حال به صورت مختصر مي نويسم :

چرا اين كلمه ؟ در فرهنگ امروزي دولت وخانواده هاي ايراني تنها وجه مشتركي كه مي توان يافت نهي از استفاده ،نهي از تفكر ،نهي از بسياري از مسايلي است كه در جهان امروزي ارايه مي شود .يعني همان مسائلي كه به عنوان يك راهكار براي برون رفت از مشكلات بشر امروز در ديگر جوامع مطرح شده است در جامعه ما به عنوان يك عامل بازدارنده وتحقيير پذير مطرح مي شود .نمونه روشن آن يك مسئله سياسي است .آقاي چاورز براي منافع خودش وكشورش دست در گردن صدام واوباما وبوش وبلرو........مي اندازد وهرگونه كه راهش وجود داشته باشد ، براي حفظ منافع خودش وكشورش مي كوشد .دولتمردان ما اين مسئله را نه حق خود ونه حق ملت ميدانند كه به فكر منافع شان باشند ..در جامعه امروز ،ما از مسائلي نهي مي شويم كه به صورتي بديهي در ديگر جوامع حق محسوب ميشوند .مثال : اگر يك استاندار در جامعه ما عمل زشتي انجام دهد .ما با عنوان مصلحت و...........از بيان اين عمل توسط استاندار خود داري مي كنيم .در جوامع ديگر اگر رئيس جمهور كشور دچار خطائي شود مردم آن كشور ومردم ساير كشور ها از آن باخبر مي شوند واين را حق خود مي دانند .محور وخط اشتراك خانوادهاي ما با سياست ما نهي است .اگر روزي ما به اين جايگاه برسيم كه بعد از نهي ارايه هم بكنيم احتمال اينكه ما از نظر امنيت رواني وكاهش استرس وضعيت بهتري پيدا كنيم هست .متاسفانه در كشورهاي شرقي معمولا نهي ها را به نام اخلاق ودين انجام ميدهند .در صورتي كه در دين اسلام براي اين نهي ها راهكارهايي هم به عنوان پيشنهاد ارايه مي شود .مثال : نهي از روابط نامشروع وارايه روابط مشروع فقط در قالب شرع به عنوان صيغه ومتعه وازدواج موقت وازدواج دائم و.....نهي از رفتار ناپسند وخشونت آميز با مخالف ومؤلفه القلوب براي مخالف به عنوان پيشنهاد جذب به راه راست و......نمونه هاي ديگري كه در صدر اسلام به عنوان الگوي حكومت اسلامي وجود دارد .اما چرا جامعه ما منع محور شده است .دلايل زيادي مبني بر منع محور بودن جامعه ما وجود دارد كه از مهمترين آنها وجود استبداد وخودكامگي در حكومت هاي قبل از اسلام تا كنون در جامعه ماست .عليرغم صحبت هاي بيشماري مبني برمنشور حقوق بشر كورش و....مسائلي كه در مورد عدالت پادشاهان مطرح مي شود (خودكامگي يعني نبود حق انتخاب مردم در انتخاب حاكم )پادشاهان ما عموما خودكامه وخود راي بوده اند ومردم ما عادت كرده اند حكام به جاي آنان بيانديشند وبرنامه زندگي آنان را تعيين كنند.امروز اگر ما شاهد خودكامگي وطرفداري از خود كامگي و....هستيم محصول آن فرهنگ دير پاي است .اگر مردم جامعه امروز ما بر اين باورند كه اگر موسوي بيايد يا اگر احمدي نژاد بياي يا اگر خاتمي بيايد همه مسائل ما حل مي شود باوري نادرست وناشي از وجود فرهنگ حل مسائل از بالا وبيكار نشستن ما از پائين است .ما وقتي رآي مي دهيم وكسي را انتخاب مي كني براين باوريم كه تمام وظيفه خود را انجام داديم وحالا نوبت آن شخص است كه همه كارها را درست كند .در صورتيكه هرره جامعه ما منتظر نظارت بيشتر  از طرف دولت باشد وحوزه اختيارات خود را كمتر كند ما به سوي خود محوري واستبداد بيشتر مي رويم .ما بايد تك عاملي در فرهنگ را حذف كنيم وچند عاملي را جاي گزين كنيم .ما نبايد منتظر فرمان پليش باشيم ونبايد براي هريك از ما يك پليس باشد بلكه هريك از ما بايد پليس باشيم .اگر هريك از ما پليس باشد تعداد افراد مجرم به عدد انگشتان دست مي رسد .اگر هريك از ما يك پليس لازم داشته باشد چگونه زندگي كنيم ؟منع هاي بيروني بسيار كمتر از منع هاي دروني تاثير گذار وبسيار بيشتر از آنها هزينه بر وپرزحمت است .تنها وظيفه دولت بستر سازي مناسب براي راه افتادن قطار فرهنگ است نه هل دادن آن به سمتي كه مردم ما دولت را مقدس وغير قابل نقد بدانند .ما بايد دولت فرهنگي داشته باشيم نه فرهنگ دولتي .

منع از دير باز در جامعه ما رواج داشته است واين منع باعث غير شفاف شدن آب زندگي مردم است .اگر من مدير اداره ام را قبول نداشته باشم ونتوانم اين را اظهار كنم ومجبور باشم از او تعريف بكنم يك تضاد دروني مرا آزار مي دهد ومجبور مي شوم رياكارانه نه از روي باور قلبي همكاري كنم وشروع مي شود به رياي دولتي ويا دولت ريايي وبه همين ترتيب دروغ وريا وفريب و.....در جامعه دولتي ورسمي مي شود .وقتي دانش آموزي در مدرسه درس مي خواند ومعلم اورا وادار مي كند كه در مدرسه برعليه فلان كشور يا فلان شخص شعار بدهد ولي در خانواده دانش آموزاين شخص يا اين دولت محترم است ،تضاد حاكم بر رفتار والدين ومعلم كودكان را دچار بحران امنيتي مي كند وبراي رهايي از اين تضاد ،كودكان ما هم ياد مي گيرند كه فريبكار باشند واين  مسئله در جامعه نهادينه مي شود  كه تغيير آن كاري بسيار دشوار است .اما به هر حال منع هاي دروني بهتر از منع هاي بيروني است .منع دروني اين حسن را دارد كه آدمي در مواجه با مسائل احتياج به ناظر ندارد واز طرفي احساس اجبار نميكند ودر گيري ولجبازي و....به وجود نمي آيد .منع هاي بيروني بسيار هزينه بر وآزار دهنده هستند .اگر لحظه اي قرار باشد براي هرفرد يك پليس وظيفه شناس در هرنقطه اي از كشور حضور داشته باشد چه هزينه بايد تحمل كنيم وزندگي چقدر وحشتناك مي شود .  اين زمان بگذار.........

  نوشته شده در  چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:11  توسط میر غلامعباس خدامیان  |