می خور که شیخ وحافظ ومفتی ومحتسب چون نیک بنگری همه تزویر می کنند |
خروس همسایه دمی آسوده ننشست تا من مزه خواب شیرین سحرگاهی را بچشم .میهمان مردی فرهیخته بودم وحیفم آمد که خروس در تشکر وسپاس ، بانگ بیداری می سراید ومن خفته باشم .راستی از اینکه خروسها وقتی خوابشان آشفته می شود ،نمی گذارند دیگران هم بخوابند در عجبم .اگر آدمیان نیز چنین بودند،تا کسی بیدار می شد تلاش می کرد دیگران را هم بیاگاهاند بسی جای خشوقتی بود .البته اگر در خیال بیداری نبود ،سماجت می کردند لیکن خصم گونه رفتار نمی کردند ودیگران را هم با شفقت بیدار می کردند یا با سازی خوش .هرچند خروس "شاید به گمان ما "نادانسته اینگونه است اما ای کاش ما دانسته اینگونه بودیم .