نگاه بهت آلود

قرص هایی که خورده ای
روان مرا پریشان کرده اند
من از شیر تو نوشیده ام
جنینی که از خون مادر تغذیه می کند
بیماری مادر را به ارث می برد
مگذار ارثیه ات
برای تنها دخترت  
بیماری مهلکی باشد
قرص ها یت را کنار بگذار
قرص ها تو را بی عاطفه  می کند
نسخه های دکتررا

 به دست باد بده
دلم برای نگاه مادرانه ات  
برای خنده های دلپذیر تو تنگ شده است
نگاه تو ، بهت آلود شده است
بی رنگ ،
بی مزه ،
ديگر لب هاي تو مزه زندگي نمي دهند
دوباره به زندگي برگرد

دوباره کودکانه نگاه کن

لبخندبزن

بگذار لپ هایت گل بیاندازد

مگذار بی تفاوتی ریشه بدواند  
دلم مي خواهد از موهاي تو بالابروم
وتا آسمان اوج بگيرم
مرا با آسمانها ببر
از كمند گيسوانت بياويز

باز امید بکار

بوته نسترنم !

روح ورنگ وطنم !

نکند دلگیری ؟

نکند رنج زمان،  ببرد  از دل تو

نور امید به فرداها را

نکند در دل این تاریکی

سخت نومید شدی ؟

نکند ،  ترس تورا

بشکند ،  سست کند ؟

زندگی شور دگر می خواهد

باز باید جنگید

باز باید، باید

زندگی مرد خطر می خواهد

شب، گذر خواهد کرد

غم ، سفر خواهد کرد

اگر آنرا کم نیست

آنچه می ماند،غم نیست

نکند،  رنج تورا

ببرد ، خانه بی حاصلی اش

نگرانی،  نکند در تو نفوذ

گوش کن نغمه بلبلها را

گوش کن مرغ سحر می خواند

گوش کن نغمه امروز قناری ها را

نگذاری که دلت گم بشود

پر اندوه شود

نگذاری که زمان

رنگ شادی ببرد از دل تو

نگذاری که زمین خشک شود

باز امید بکار

به امیدی که بهار

بشکفد در این دشت

...................

یاد گلهای بهاری خوش باد

 

تقدیم به همسر عزیزم برای ۲۰شهریور سالگرد ازدواجمان