نگاه بهت آلود
قرص هایی که خورده ای
روان مرا پریشان کرده اند
من از شیر تو نوشیده ام
جنینی که از خون مادر تغذیه می کند
بیماری مادر را به ارث می برد
مگذار ارثیه ات
برای تنها دخترت
بیماری مهلکی باشد
قرص ها یت را کنار بگذار
قرص ها تو را بی عاطفه می کند
نسخه های دکتررا
به دست باد بده
دلم برای نگاه مادرانه ات
برای خنده های دلپذیر تو تنگ شده است
نگاه تو ، بهت آلود شده است
بی رنگ ،
بی مزه ،
ديگر لب هاي تو مزه زندگي نمي دهند
دوباره به زندگي برگرد
دوباره کودکانه نگاه کن
لبخندبزن
بگذار لپ هایت گل بیاندازد
مگذار بی تفاوتی ریشه بدواند
دلم مي خواهد از موهاي تو بالابروم
وتا آسمان اوج بگيرم
مرا با آسمانها ببر
از كمند گيسوانت بياويز
میرغلام عباس موسوی نژاد(خدامیان )